فاطمه نورافاطمه نورا، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

فرشته من

تولد ده سالگی

نورای من از این وبلاگ سالها میگذره و من دوباره برات نوشتم. تو ده ساله شدی و این یعنی من خیلی خوشبخت هستم که تو رو دارم با همه فراز و فرود های زندگی مثل ده سال گذشته تو امیدم بودی و هستی که قوی ترین مادر دنیا باشم. دوست دارم.🌻 ...
2 فروردين 1403

پستونک....

مامانی ما خیلی پستونک امتحان کردیم ولی هیچ کدومو درست نگرفتی به غیره اون سبزه....که خاله افو با تلاش فراوان تونست....شما کولیک دارین خیلی بده دلدردات و گریه هات مجبور میشیم بزاریمت تو چادر..خخخخ...ولی هر روز بهتر میشی...دکتر گفت پستونک هم بدین ما موفق شدیم...حالا این جدیده رو دوست داری..... ...
20 ارديبهشت 1393

پاتو اوف کردن....

رفتیم بهداشت برای مرحله سوم غربالگری خانومه پاتو محکم فشار داد بمیرم کبود شده...دیدم زیاد گریه کردی...الهی دستش اوف شه....   ...
20 ارديبهشت 1393

اولین مهمونی رسمی....

خونه عمو علی جون رفتیم همه بودن اونجا....   عمو محمد....     عمه شایسته....     عمو علی جون...     عمو اجلی.... ...
20 ارديبهشت 1393

روز عقیقه.....

    روز عقیقه که دقیقا 40 روزگی شما بود بابا یه گوسفند سفارش داد براش اوردن و قربونی کردن داد مامی غذا پخت و بردیم رستوران ستاره سرو کردیم...همه بودن اونجا...خیلی خوش گذشت..من و بابا فسنجون خوردیم....با گوسفنده کنه اومده بود خونه همه مارو کنده بود حتی عمو مهرداد اینا اخرش مجبور شدیم سم پاشی کنیم.... ...
20 ارديبهشت 1393

وزن و قد

تو یک ماهگی....4200و قد 51 تو دو ماهگی....5200 و قد 59 رفتیم واکسنت هم زدیم خیلی گریه کردی خاله افسون نگهت داشت بعدش کلی گریه کرد بالا سرت.....تا سه روز گریه کردی و درد داشتی.....
20 ارديبهشت 1393

اتفاقات یک ماهگی نورا جونم....

مامانی عزیزم خیلی خوشحالم سالم و تن درستی و خیلییییی خوشکل.... 28/12/92...نافت افتاد... 5/01/93...اولین مهمونی عید دیدنی خونه بابی و تولد بابی..... 7/01/93...اولین حمام عمرت با مامان مهناز و مامی.... اولین کادو از عمو مهرداد و خاله افو یه دست بند ناز.... اولین باری که به چیزی توجه کردی تلویزیون بود تو 18 روزگی... تازه عیدی هم گرفتی از عمه شری با عمو مهرداد.... خیلی خوبه که مامان مهناز و دایی سعیدت پیشمونن...فقط بغل مامان مهناز اروم میشی...گاهی دلدرد داری...البته زردی هم داشتی که روز اول عید تو دستگاه بودی زردیت از 15 شد 10 خوب شدی...چون زود دنیا اومدی غربالگری باید 4 بار بری...خیلی بده میدونم مامانی من....من خیلی زود خوب...
20 فروردين 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به فرشته من می باشد